محمد على مجاهدى

98

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

هر چند ابيات پايانى اين قصيده كه جنبهء ماتمى به خود گرفته از نظر ساختارى و استحكام لفظى ، فاصلهء زيادى با ابيات پيشين خود دارد ولى از دو كلمهء ( تبرا ) و ( تولّا ) و فضاى غم‌انگيزى كه پيش از ورود به مراثى كربلا بر ابيات آن حاكم است ، در انتساب آن به كسايى مروزى نمىتوان ترديد كرد مضافا اين كه شايد ابياتى از اين قصيده به تاراج زمان رفته باشد كه نقش اصلى را در صبغهء ماتمى بخشيدن به اين قصيده داشته‌اند و يا حكم حلقهء ارتباطى « تشبيب » با « موضوع ماتمى » را ايفا مىكرده‌اند . 2 . ابو المفاخر رازى ( سدهء پنجم و ششم ) زندگينامه ابو المفاخر رازى از اديبان و دانشمندان بنام سدهء پنجم و ششم هجرى است و در زمانهء سلطان غياث الدين محمد سلجوقى ( 498 - 511 ) مىزيسته و با خاقانى شروانى ( 520 - 595 ) معاصر بوده و مراسلاتى در ميان اين دو مبادله شده است . « 1 » از تاريخ تولد و درگذشت وى اطلاعى در دست نيست . مقتل الشعراء به زبان فارسى از اوست . سبك شعرى آثار معدودى كه در زمينه مراثى عاشورا از وى به يادگار مانده با شيوهء بيانى سبك عراقى و سبك خراسانى قابل انطباق است . دولتشاه سمرقندى در تذكرة الشعراء او را به بزرگى ياد مىكند و از او با عنوان « استاد الشعراء » نام مىبرد و مىنگارد : « . . . در مناقب سلطان الاولياء و برهان الاتقياء امام الانس و الجان ابو الحسن على بن موسى الرضا عليه آلاف التّحيّة و الثّنا - چند قصيده دارد جمله مصنوع و متين ، اما آن چه شهرتى عظيم يافته و اكثر شعرا در تتبع و جواب آن اقدام نموده ، مطلعش اين است : بال مرصّع بسوخت مرغ ملمّع بدن * اشك زليخا بريخت يوسف گل پيرهن . . . « 2 » »

--> ( 1 ) . الذريعه ، ج 1 / 9 ، ص 50 و ج 22 ، ص 32 . ( 2 ) . تذكرة الشعراء ، دولتشاه سمرقندى ، ( مؤسسهء خاور ، تهران 1338 ) ، ص 61 و 62 .